تبليغاتX
Pics9.com جادوی مومیائی



روز قيامت دوتا روح به هم ميرسن از هم مي پرسن واسه چي مردين؟ اولي ميگه از ذوق. دومي ميگه از سرمادومي ميگه چه جوري از ذوق مردي؟اولي ميگه: رفتم خونه ديدم زنم خودشو خوشگل کرده بهش گفتم خودتو واسه کي اينقدر خوشگل کردي؟گفت: واسه تو همه جا رو گشتم ديدم هيچ کس نبود...دومي ميزنه تو سرش ميگه خاک بر سرت اگه در يخچال و باز کرده بودي الان نه تو مرده بودي نه من

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 13:34 توسط حمید |



اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي (پ) و (خ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که (پول) (خرج) کنند. (پسر) (خر) کنند. (پدر) (خام) کنند. (پرايد) (خرد) کنند. (پاسپورت) بگيرند برن (خارج) . (پر رو) و (خوشگل) باشند و ... ادامه دارد.

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 13:7 توسط حمید |



می دونستید قلب پسرها مثل قبرستون می مونه اگر یه بار بری توش دیگه در نمیای...اما در عوض قلب دخترا ...قلب دخترا رو دیگه نگو مثل هتل ۵ ستاره می مونه اصلا معلوم نیست کی میاد و کی میره .

+ نوشته شده در جمعه نهم مهر 1389ساعت 19:33 توسط حمید |



سلام به همه برو بچه های بدرد بخور بلاگ فا . یکمم به اونایی که بدرد نمیخورن سلام .یه مدت برام یه سری مشکلات خیلی بدی پیش اومد که نتونستم بیام  که آرزو دارم برای هیچ کس پیش نیاد . بهر حال با هر حال و حالتی بر گشتم و دوباره خدمت برو بچ قدیم هستم . اگه کاری داشتین خبر بدین . شاید دیگه دل و دماغ  قدیم نداشته باشم اما سعی میکنم جلو هیچ کدومتون کم نیارم .

ممنونم بخاطر همه چی که این مدت همش بهم سر زدین .


+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعت 20:11 توسط حمید |



مهربان

آنقدر شاعرم امشب که فقط ،

سایه مهرتورا کم دارم

باتو هستم

ای سراپا احساس

خون تو در رگ من هم جاریست ،

جنس ما جنس بلد بودن کانون گل است

نازنین

زندگی جای هدر دادن فرصتها نیست ،

ما مطهر شده ایم ،

پیش رو راه رسیدن به خداست

مهربان

سبد معذرتم را بپذیر ؛

کودکی هستم شوخ خانه ام در ته بن بست فراموشی یک زوج قدیمی مانده

خانه دل اما ، جای بکریست هنوز ،

پر سبزینه و ریحان و غزل ،

پر تکرار گیاهان نمو ،

پر ابیات ملون شده در خمره عشق ،

پر انوار خدا.

داخل خانه دل ؛

جای جمعیت هرجائی نیست کل دارائی من تازگی دلکده است

من به دل راز رسیدن دارم ،

من به دل ثروت هنگفت عدالت دارم ،

خوب می فهمم اگر در باران ،

چتر خود را به کسی بخشیدم؛

توشه رفتنم از لطف خدا آکنده ست

خوب میدانم اگر جای توپیشم خالیست ؛

حکمتی در کارست

مهربان

سبد معذرتم را بپذیرکار کودک این است ؛

اولش حرف زند ، به تامل بنشیند بعدش

 آنقدر شاعرم امشب که فقط ؛

بیستون کم دارم ،

تیشه عاقبتم را بدهید

آنقدر ساده سخن میگویم ؛

که اگر یکنفر از کوچه دل درگذرد ،

دل و دلداده روهم ببیند

مهربان

ساعت الآن دقیقا خواب است

- و من و پهنه کاغذ بیدار

روی تو در نظرم نقش نخست ،

و خدا شاهد دیوانگی بنده بازگوشش

وخود او میداند ؛

که دلم آنقدر آغشته به توست ؛

که اگر از صف فردوس برین ،

طیفی اندازه صد نور میسر سازد

من به آن طیف نبخشم ، دانه ای از مویت

مهربان

بازهم ،

سبد معذرتم را بپذیر

آنقدر شاعرم ازتو که نمیدانم کی ،

واژه ات راهی شعرم شده است

لحظه ای گوش بکن ،

یک موذن مست است

آنقدر خوب اذان میگوید ،

گوئی او عکس خدا را دیده

خوش بحالش اما ؛

طرح زیبای خدا را گاهی ،

میتوان در پس سیمای عزیزی جوئید

مهربان

دیرزمانیست که من این مسئله را فهمیدم ؛

مهربان

آنقدر شاعرم امشب که زمین ،

در پی زمزمه ام مست شده ست

سر ببالین مدارینه کرات نهاده ست و باز

گوشهایش بمن آویزانند

آنقدر شاعرم امشب که دلم ،

از پس سینه برون آمده باز

او نگاهش به من است

من نگاهم به قدم رنجه تو

آنقدر شاعرم امشب که فقط ،

روح روحانی تو حال مرا میفهمد

مهربان

عاشقی ؛ بارش احساس به روی ذهن است

عاشقی ؛ لمس خدا با چشم است

عاشقی ؛ مظهر نوبودن دل ، در حیات ازلیست

ومن امشب از عشق ، بخود می پیچم

بعد از امشب شاید ،

نقش اعجاز تو را طرح زنم

مهربان

ترکه فرضی تنبیه من آماده نشد ؟

یا مرا چوب تادب بنواز ؛

یا بیا و سبد معذرتم را بپذیر

مهربان

لذت صبح مجدد اینجاست ،

میروم تا با آب ، غسل آزاده شدن باب کنم

دیگر آن جمله سهراب مرا حسرت نیست ؛

" کعبه ام مثل نسیم ،

میرود باغ به باغ ،

میرود شهر به شهر

ثروتی بیش بمن داده خدا

مهربان

از سر کودکی من بگذر ،

باید آرام به سجاده تعظیم روم ،

شعرم آخر شده ، انگار زمان وصل است

" به خدا میدهمت عاریه وار ،

آری عاشق شده بودم اینبار

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 9:16 توسط حمید |



             
+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:46 توسط حمید |



             
+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:42 توسط حمید |



              
+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:39 توسط حمید |



             
+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:35 توسط حمید |



+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:30 توسط حمید |



+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 8:0 توسط حمید |



+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 8:0 توسط حمید |



+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 7:45 توسط حمید |



+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 15:10 توسط حمید |



+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 15:3 توسط حمید |



+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 1:38 توسط حمید |



+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 1:37 توسط حمید |



+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 14:55 توسط حمید |



+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 1:7 توسط حمید |



زندگـــي مثــل پيانــو است ، دكمــه هاي سيــاه بــراي غم هـــا و

 دكمـــه هاي سفيـد بـراي شـادي ها . امــّا زمـاني ميتــوان آهــنگ

 زيبايي نواخت كه دكمــه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهــي.

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 1:7 توسط حمید |



+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 0:57 توسط حمید |



می بخشمت بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی...بخاطر تمام خنده هایی که به صورتم نشاندی نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی...بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی...نمی بخشمت بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی...بخاطر نمکی که بر زخمم گذاشتی...و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 1:10 توسط حمید |



هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 1:8 توسط حمید |



+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 0:27 توسط حمید |



+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 0:12 توسط حمید |



+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 23:55 توسط حمید |



+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 23:51 توسط حمید |



+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 16:8 توسط حمید |



+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 16:6 توسط حمید |



+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 13:5 توسط حمید |